بسم رب الرقیه...

اگر پر پرواز داری یا نداری

اگر میخواهی سبک شوی و آرام بگیری

لحظاتی کبوتر دلت را راهی حرم مولای مهربانی ؛ امام رئوف علی بن موسی الرضا(ع) بنما

بعد از عرض ارادت ساحت مولای عزیزمان ؛ اذن بگیر و قدم آهسته بردار

خودت را برسان صحن آزادی ؛ بهشت ثامن الائمه(ع)

آنجایی که خیلی ها خفتن و در میان آنان ؛ ستاره هایی خودنمایی میکنند

نشانی این است...

بلوک ۴۲ 

وقتی برسی ناخودآگاه چشمانت به سنگ مزارش خیره میشود

به روی آن نوشته

 

او کیست...

یک معلم است

یک استاد ؛ یک برادر ؛ یک پدر مهربان و خلاصه یک دوست...

که سالهاست چون منی اسیر سرمشق هایش شده ایم...

سالهاست با او آشناییم 

و امروز سالگرد جواد عزیز است...

جوادی که به حق جواد است...

تعدادی از همسنگرانش سجده بر خاک منت گذاشتند و بر مزارش نشستند و اشک ریختن...

و به رسم گره زدن دلشان ؛ چند خطی درد دل در گوشه ای از مزارش به یادگار گذاشتند...

آنانی که آمدند می دانند که سید مرتضی چه می گوید :

دل کندن از جواد و خانه اش دشوار است... محال است...

عده ای را چون من اسیر کرده...

و این اسارات از نگاه او آغاز شد...

یادش گرامی و راهش پر رهرو باد...

التماس دعای مخصوص...