چه آموزش دهیم
آموزش عليه آموزش
وقتي كه به كودكان ياد مي دهيم ، مانع مي شويم كه خود ياد بگيرند.
وقتي كه به كودكان مي فهمانيم ، مانع مي شويم كه خود بفهمند .
وقتي كه به كودكان راه حل نشان مي دهيم، مانع مي شويم تا خود راه حل را كشف كنند .
وقتي كه به سئوالات كودكان پاسخ مي دهيم ، مانع مي شويم تا قدرت كنجكاوي آنان تحريك و تعميق گردد .
وقتي كه به جای تشنه کردن ، ذهن آنان را با معلومات ودانسته هاي از قبل تعيين شده سيراب كنيم ، مانع مي شويم تا جوشش دروني ايجاد شود.
وقتي كه كودكان را از بيرون تغذيه مي كنيم ، مانع مي شويم تا از درون مواد غذايي را توليد كنند.
وقتي كه كودكان را به نيروي بيروني تشويق وتنبيه حركت دهيم ، مانع مي شويم تا با نيروي دروني خود انگيختگي حركت كنند.
وقتي كه ذهن دانش آموزان را با تراكم اطلاعات وپاسخ هاي آماده پر مي كنيم ، مانع مي شويم تا در آنان تحول معرفت وتعمق بصيرت ايجاد شود.
وقتي كه تخيلات وتنوع را از بيرون براي آن ها تصور مي كنيم ، مانع مي شويم تا از
درون تخيل كنند.
وقتي كه حقايق را آماده در اختيار دانش آموزان قرار مي دهيم ، مانع مي شويم كه خود به كشف وبازسازي حقايق بپردازند .
پس مي بينيم كه فرايند يادگيري در چنين روشي جز تخريب آموزش وضايع كردن دانش وهدر دادن انرژي نيست.
بازده ومحصول نهايي آنچه تحت عنوان آموزش صورت مي گيرد ، ضد آموزش است.پس بياييم عليه آموزش آموزش ندهيم